پروژه نرم افزاری مثل سفارش پیتزا نیست که بشود در چند ثانیه قیمتش را حدس زد. هر پروژه نیاز به تحلیل، تعریف دقیق، تخمین زمان، درک ارزش، بررسی ریسک ها و محاسبه جزئیات دارد. اینکه بدون شناخت کامل پروژه، فقط یک ضرب ساده «تعداد ساعت × نرخ ساعتی» را به عنوان نسخه نهایی ارائه دهیم، نه حرفه ای است و نه به نفع فعالان این صنعت.

در اسکرین شاتی که مشاهده میشود، نویسنده پست در لینکدین از دوستانش درخواست میکند در مورد قیمت گذاری یک پروژه وب با او همفکری کنند. اما درست در بخش کامنت ها، یکی از کاربران بدون اینکه به هیچ یک از اصول حرفه ای قیمت گذاری، تعریف پروژه، سطح پیچیدگی، ریسک ها، تسک ها، یا حتی ساختار تیم اشاره کند، یک عدد خام و بسیار ساده ارائه میدهد:
«ساعتی کار بدین، مثلا ۲۰۰ ساعت به ازای هر ساعت ۱ تومن.»
این دقیقا همان سوتی بزرگ است؛ سوتی ای که نه تنها برای تیم های حرفه ای گران تمام میشود، بلکه باعث میشود برداشت عمومی از ارزش کار نرم افزاری به شکل خطرناک و اشتباه کاهش پیدا کند.
پروژه نرم افزاری مثل سفارش پیتزا نیست که بشود در چند ثانیه قیمتش را حدس زد. هر پروژه نیاز به تحلیل، تعریف دقیق، تخمین زمان، درک ارزش، بررسی ریسک ها و محاسبه جزئیات دارد. اینکه بدون شناخت کامل پروژه، فقط یک ضرب ساده «تعداد ساعت × نرخ ساعتی» را به عنوان نسخه نهایی ارائه دهیم، نه حرفه ای است و نه به نفع فعالان این صنعت.
این مقاله، دقیقا به همین دلیل و از دل همین سوتی شکل گرفته است. برای اینکه نشان دهد چرا قیمت گذاری نرم افزار نمیتواند «حدسی و سرانگشتی» باشد، و چرا تیم های ۱ تا ۳ نفره باید از یک روش علمی، منطقی و قابل دفاع استفاده کنند.
اینکه برخلاف کامنت ناشیانه زیر آن پست، قیمت گذاری واقعی شامل چندین مرحله مهم است که اگر نادیده گرفته شوند، نتیجه آن برای تیم، برای مشتری و برای کل بازار مخرب خواهد بود.
قیمت گذاری پروژه های نرم افزاری برای تیم های کوچک
قیمت گذاری پروژه های نرم افزاری یک مرحله مهم و تأثیرگذار در شروع همکاری است. تیم های کوچک که معمولا بین 1 تا 3 نفر هستند، باید از روش های ساده و دقیق برای تخمین قیمت استفاده کنند تا هم هزینه های خود را پوشش دهند و هم اعتماد مشتری حفظ شود. قیمت گذاری درست، زمینه مدیریت زمان، کنترل ریسک و تضمین سود تیم را فراهم می کند.
شناخت دقیق نیاز ها
اولین گام، درک کامل از خواسته های مشتری است. هر نقطه مبهم می تواند زمان انجام پروژه را چند برابر کند. این موارد باید شفاف باشند: توضیح کامل امکانات، تعداد ماژول ها و بخش ها، فناوری های مورد نیاز، ارتباط بخش های مختلف و سطح امنیت و زیرساخت باشد.
نادیده گرفتن این مرحله معمولا باعث ضرر مالی می شود.
تخمین زمان واقعی
تیم کوچک نباید خوشبینانه قیمت دهد. هر بخش باید جداگانه زمان بندی شود: تحلیل، طراحی، توسعه، تست و اصلاحات.
بهتر است زمان تخمینی را ضرب در 1.3 کنید تا ریسک تاخیر پوشش داده شود.
تعیین مدل قیمت: ساعتی یا ثابت
مدل ساعتی
در این روش مبلغ مشخصی برای هر ساعت تعریف می شود. مناسب برای پروژه های مبهم است.
مزیت: انعطاف بالا
عیب: نامشخص بودن مبلغ نهایی برای مشتری
مدل ثابت
مناسب برای پروژه های کوچک و مشخص.
مشتری از اول مبلغ نهایی را می داند.
تیم باید حدود 20 درصد برای تغییرات احتمالی لحاظ کند.
توجه به ارزش پروژه
قیمت فقط زمان نیست. گاهی پروژه ارزش بسیار بزرگتری برای مشتری ایجاد می کند: افزایش فروش، اتومات کردن فرآیند های زمان بر، کاهش هزینه های نیروی انسانی، پروژه های با ارزش اقتصادی بالا باید قیمت بالاتری داشته باشند.
ارزیابی ریسک ها
ریسک ها مستقیما روی هزینه تأثیر دارند. ریسک های رایج برای تیم های کوچک: تغییر نیاز های مشتری، نیاز به یادگیری فناوری جدید، وابستگی به سرویس های خارجی، محدودیت زمانی، ابهام در داده ها.
قیمت باید بخشی برای پوشش این موارد داشته باشد.
روش محاسبه ساده برای تیم های 1 تا 3 نفر
- زمان کل را حساب کنید
- نرخ ساعتی هر نفر را مشخص کنید
- 20 تا 30 درصد ریسک اضافه کنید
- 10 تا 20 درصد برای پشتیبانی بعد از تحویل بگذارید
- مبلغ نهایی را رند کنید
نمونه:
اگر پروژه 120 ساعت زمان ببرد با نرخ 300 هزار تومان:
• هزینه پایه: 36 میلیون
• ریسک 20 درصد: 7 میلیون
• پشتیبانی 10 درصد: 3.6 میلیون
• مبلغ نهایی: حدود 46 میلیون تومان
قرارداد شفاف
قرارداد واضح اختلافات را کاهش می دهد. باید شامل این موارد باشد: محدوده دقیق کار، زمان بندی، تعداد دفعات اصلاح، شیوه پرداخت، شرایط فسخ، پشتیبانی.
نحوه ارائه قیمت
نحوه بیان قیمت به اندازه عدد آن مهم است. وقتی روند، زمان، چالش ها و دلیل قیمت واضح توضیح داده شود، احتمال پذیرش آن بالاتر می رود. تیم کوچک باید منظم و قابل اعتماد دیده شود.